
من را براي نوكري ات آفريده اند افسوس به دردِ نوكري ات هم نميخورم...
ادامه مطلب
اي پَركشيده آسمان ها در هوايت اي نذرهاي عمه زينب ها برايت بابا كه آمد از سفر جانِ رقيه چيزي نگو، عمه به قربانِ صدايت بابا كه آمد روسري ات را سرت كن تا گم شود رنگِ كبودِ شانه هايت...
ادامه مطلب
آقا سبب ساز گدايي احتياج است پس دست خالي را عطايي احتياج است داد و هوارم از روي بي هم نوايي است اين بينوا را هم نوايي احتياج است وقتي برايم توبه ها سودي ندارد يك توبه از جنس خدايي احتياج است ...
ادامه مطلب
توبه از جرم وخطا ، حال سحر می خواهد خلوت نیمه ی شب اشک بصر می خواهد وادی طور همین هیئت هرهفته ی ماست دیدن نور خدا اهل نظر می خواهد سختی گردنه ی عشق زمینت نزند راه پر پیچ و خمش مرد سفر می خواهد صرف این سینه زدن ها به مقامی نرسیم مَحرَم راز شدن دیده ی تر می خواهد جهت بخشش هر سینه زنی حضرت حق محشر از مادر سادات نظر می خواهد...
ادامه مطلب